مادر آرزوی زیارت دارد
و کسی نبست که او را به زیارت ببرد
زندگی آنقدر شلوغ است
که مادر
گم می شود
با آرزویش در شلوغی
بوق ها و چرخ ها و پا ها
ملتمسانه می گوید
یا قاضی الحاجات
در خیابانهای طویل
که راهها دور شده اند
قاضی الحاجات
در هیچ خیابانی ظهور نمی کند
موسی کاظمی